باسمه تعالی
خلاصه مطالب کلاس مبانی فلسفی تئوریهای مدیریت (دکتر رضائیان)
پيش فرضهايي دربارة ماهيت علوم اجتماعي
- ادعاي محوري: تمامي نظريه هاي سازمان بر فلسفه اي از علم و نظريه اي از جامعه مبتني است.
- انواع پیش فرضها (علوم اجتماعي را براساس چهار مجموعه از پيش فرضها مي توان مفهوم سازي كرد):
|
پیش فرضهای مربوط به |
معادل انگلیسی |
بحث مورد بررسی |
دوگانهای مورد بررسی |
|
هستی شناسی |
Ontology |
جوهره پدیده |
عینی- ذهنی/ واقع گرایی- نام انگاری[1] |
|
معرفت شناسی |
Epistemology |
چگونگی درک جهان و انتقال دانش |
صحیح و غلط/ دانش سخت و نرم[2]/ اثبات گرایی و غیر اثبات گرایی[3] |
|
ماهیت انسان |
Nature of Human |
انسان و رابطه او با طبیعت |
جبرگرایی- اختیارگرایی[4] |
|
روش شناسی |
Methodology |
|
قانون بنیادی- ایده انگاری[5] |
- انواع پیش فرضها: 1. صریح 2. ضمنی
- کارکرد این پیش فرضها: ابزاري بسيار قوي براي تحليل نظريه اجتماعي
- ریشه: انعکاس مواضع افراطي دربارة هر يك از پيش فرضهاي چهارگانه در دو سنت عقلاني عمده (حاکم بر علوم اجتماعی در 200 سال اخير)؛ دو طرف طیف ذهنی و عینی
محورهای چهار پارادایم علوم انسانی
1. پیش فرضهای مرتبط با ماهیت علوم اجتماعی
|
نام سنتها |
مشخصات اجمالی |
هستی شناسی |
معرفت شناسی |
انسان شناسی |
روش شناسی |
|
اثبات گرایی جامعه شناختی |
استفاده از مدلها و شيوه هاي بر گرفته از علوم طبيعي براي مطالعه امور انساني/ جهان اجتماعی= جهان طبیعی |
واقع گرایی |
اثبات گرایی |
نسبتاً جبرگرایی |
قانون بنیادی |
|
ایده آلیسم آلمانی |
نهفته بودن واقعیت نهایی جهان در فکر (idea) یا روح (spirit) و نه در اطلاعات حاصل از ادراک حسی؛ تاکید بر ماهیت ذهنی امور انسانی (برخلاف علوم طبیعی/ انکار سودمندی و روایی مدلهای علوم طبیعی در این حوزه) |
نام انگاری |
غیراثبات گرا |
اختیارگرا |
ایده انگاری |
* تربیت بسیاری از نظريه پردازان جامعه سازمان در سنت اثبات گرايي جامعه شناختي، بدون قرار گرفتن در معرض ايده آليسم آلماني
* تعامل زیاد این دو سنت در 70 سال اخير به ويژه در سطح فلسفي ـ اجتماعيï ایجاد ديدگاههاي مياني، با تركيب پيش فرضها (مواردی مانند تحولات پديدار شناسي (Phenomenology)، روش شناسي قومي (Ethno methodology) و چارچوب مرجع كنش
2. پيش فرضهايي دربارة ماهيت جامعه (محور دوم)
- مقدمه: تمام رهيافتهاي مربوط به مطالعة جامعه از نوعي چارچوب مرجع تبعيت مي كنند.
- یکی از دوگانهای اساسی: نظم یا تضاد؛ نظریه نظم، تلفیق و تعادل اجتماعیó نظریه تغییر، تضاد و اجبار
- نظریه پردازان بحث نظم و تضاد: دارندورف (Dahrendorf) و لاك وود (Lockwood)
- تعداد نظریه پردازان نظم > تعداد نظریه پردازان تضاد
- پیش فرضهای نظریه نظم؛ پیش فرضهای نظرية تلفيق دربارة جامعه (بر اساس كار پارسونز و ديگر نظريه پردازان كاركردگراي ساختاري Structural Functionalist)
- جامعه: ساختاري نسبتاً مستمر و ثابت از عناصر
- جامعه: ساختار کاملاً منسجم از عناصر
- هر عنصر جامعه: دارای یک کارکرد ï ایفای نقش در بقای جامعه به عنوان سیستم
- مبتنی بودن ساختار اجتماعي كاركردگرا Functioning Social Structure بر توافق اعضاي آن جامعه بر ارزشها
- o پیش فرضها و اصول اعتقادی نظریه تضاد
- هر جامعه در هر لحظه در معرض فرايندهاي تغيير؛ تغيير اجتماعي پديده اي رايج و فراگير
|
دیدگاه نظم |
دیدگاه تضاد |
|
ثبات |
تغییر |
|
تلفیق؛ انسجام |
تضاد |
|
هماهنگی کارکردی |
گسستگی |
|
توافق |
اجبار |
- هر جامعه در هر لحظه، بروز عدم توافق و تضاد؛ تضاد اجتماعي يك پديده فراگير
- هر عنصر در جامعه، ایفای سهمي در گسستگي و تغيير جامعه
- مبتنی بودن هر جامعه بر مجبور شدن بعضي از اعضايش توسط اعضاي ديگر
|
نظم دهی |
تغییر بنیادی |
|
وضع موجود |
تغییر بنیادی |
|
نظم دهی اجتماعی |
تضاد ساختاری |
|
هم رأیی (توافق خودجوش و داوطلبانه عقاید) |
شیوه های سلطه |
|
انسجام و همبستگی اجتماعی |
تناقض |
|
وحدت |
رهاسازی |
|
ارضای نیاز |
محرومیت |
|
فعلیت |
امکان |
- · جایگزین: نظم دهی و تغییر بنیادی
- ضرورت: مساله آفرین بودن تمايز نظم و تضاد در بسياري از جهات ï لذا پيشنهاد شده است كه اين دو بايد با مفاهيم نظم دهي Regulation و تغيير بنيادي Radical Change كه موضوعاتي محوري است جايگزين گردند.
- تاکیدات جامعه شناسی نظم دهی و جامعه شناسی تغییر بنیادی ï
- • مدلï
نحوه بررسی پارادایم ها
- • مثالï
چهار پارادایم علوم اجتماعی
- • کارکرد:
- پيشفرض هاي فرانظري بسيار اساسي: مشخص کننده شيوة نظريه پردازی و شيوه كار (modus operandi) نظريه پردازان اجتماعي؛
- تمام نظریه پردازان اجتماعی، حتماً در یکی از این چهار پارادایم
- ارائه یک نقشه راه برای بررسی نظریات علوم اجتماعی و مقایسه شباهتها و تفاوتهای اصلی نظریه ها و شناسایی چارچوب مرجع آنها. درک اینکه چرا برخی نظریات برای ما جذاب ترند. مانند هر نقشه: محل فعلی، گذشته و آینده.
- ایجاد امکان بحث میان پارادایمی
- در تمام پارادایمها، پارادایمهای دیگر، نقش واسطه دارند و دانشمندان از پارادیمهای هم اطلاع دارند[6]./ در فرایند یادگیری اینکه پارادایم چه چیزی هست یاد می گیریم پارادایم چه چیزی نیست؟ (گیدنز)
- • نظریه پردازان: بارل و مورگان
- • معنای پارادایم: وجود اشتراك ديدگاه میان كار گروهي از نظريه پردازان؛ ورود به نظریه اجتماعی از دريچه يك مسأله مشترك
نکته: عدم دلالت بر وحدت کامل، بلکه وجود اشتراکات
- • ارتباط میان این چهار پارادایم:
- مانعه الجمع و غیر قابل ترکیب؛ به خاطر وجود تفاوتهای اساسی و متناقض میان پیش فرضها؛ هر کدام شیوه ای برای نگریستن
- هر کدام بدیل یکدیگر: در طول زمان تغییر پارادایم منتخب (اما در یک زمان هرگز)
- بهتر است به جای debate از disinterested hostility (بی طرفانه) استفاده کنیم.
[1] واقع گرایی: جهان اجتماعي (مانند جهان طبیعی) خارج از شناخت انسان يك جهان واقعي است كه از ساختارهاي خشك (concrete)، ملموس و نسبتاً تغيير ناپذير تشكيل شده است؛ خواه ما به اين ساختارها شناخت پيدا كنيم و عنواني را براي آنها جعل كنيم و خواه نكنيم، همچنان به عنوان موجوداتي تجربي وجود دارند؛ جهان واقعی جدای از ادراک انسانها وجود دارد؛ انسان ایجادکننده جهان اجتماعی نیست؛ از نظر هستي شناسي اين جهان قبل از وجود انسانها و خودآگاهي آنان وجود داشته است؛
نام انگاری: جهان اجتماعي خارج از شناخت انسان، چيزي بيش از نامها، مفاهيم و عناوين به منظور ساختار دادن به واقعيت نيست؛ نامها، موجوداتي ساختگي که مفيد بودن آنها وابسته به توان ایجاد توصيف، تفهيم و توافق جهان خارجي است؛ نام انگاري غالباً معادل ميثاق گرایی (conventionalism) گرفته مي شود.
[2] دانش سخت (هارد): واقعی: قابل انتقال، قابل تحصیل.
دانش نرم (سافت): لازم به تجربه، ذهنی، شخصی، مبتنی بر تجربه و بینشهای منحصربه فرد، معنوی، حتی فوق طبیعی
[3] اثبات گرایی (≠تجربه گرایی): معرفت شناسی از طريق كاوش و جستجو در اصول و روابط علي اجزاي تشكيل دهندة رويدادهاي جهان اجتماعي، برای تبيين و پيش بيني آنها؛ مبتنی بر رهیافتهای علوم طبیعی، رشد دانش و معرفت اصولاً يك فرايند رو به افزايش (cumulative process): یعنی: اضافه شدن بينشهاي جديد به تودة موجود دانش و کنار گذاشتن فرضيه هاي كاذب. انواع: اثبات باوران (verificationist): اثبات فرضیه ها و ابطال پذیر انگاران (falsificationist): فرضیه ها فقط دارای قابلیت ابطال و نه تایید.
غیراثبات گرایی: جهان اجتماعي اصولاً ماهيتي نسبي دارد، شناخت تنها از طریق عمیق و درگیر شدن (participant in action) و نه مشاهده و پرسشنامه و ...، مبادرت به درک از درون و نه بیرون، علوم اجتماعی یک داد و ستند ذهنی و نه عینی، عدم امکان ایجاد دانش عینی
[4] جبرگرایی (determinism): فعالیتهای انسان کاملاً تحت تاثیر شرایط و محیط
اختیارگرایی (voluntarism: free will) انسان دارای خلاقیت، خالق محیط، کنترل کننده محیط، کاملاً مستقل و آزاد
[5] قانون بنیادی: مبتني كردن تحقيق بر روش و فن علمي نظام مند (systematic protocol technique)، نمود در شیوه های مورد استفاده در علوم طبیعی (آزمون فرضیه های دقیق و فنون کمی)، مانند پيمايشها، پرسشنامه ها، آزمونهاي شخصيت و انواع ابزارهاي تحقيقي استاندارد شده.
ایده انگاری: درک جهان اجتماعی توسط انسان تنها از طریق کسب دانش دست اول؛ تاکید بر نزديك شدن انسان به موضوع و كشف سابقة تفصيلي و تاريخچه حيات آن، ورود به درون موقعیتها و جریان روزمره زندگی، رویارویی با موضوع، یافتن موضوع در اثرهای پذیرفته شده (impressionistic accounts)، دفتر خاطرات، شرح حالها و ... روشن شدن مشخصات موضوع در خلال پژوهش.
نکته: هر دو روش می توانند به صورت قیاسی یا استقرایی به کار روند.
[6] اطلاعات دانشمندان از پارادايمهاي سه گانة ديگر در بعضي از موارد بسيار ناقص است. (بارل و مورگان) اما آنها امیدوار بودند شناخت نقطه نظرهاي طرف ديگر حداقل ما را به مرزهايي كه از درون آنها وارد بحث در موضوع خود مي شويم آگاه كند.
بسم الله الرحمن الرحیم