تا به امروز تعاریف متعدّدی از روانشناسی دین ارائه شده است.
اینکه تعاریف روانشناسی زیاد است نشانه چیست؟؟
الف- شاید بگوییم نشانه عدم وحدت در نگاه روانشناسان به دین
ب- شاید هم نشانگر تنوّع نظامهای روانشناختی دین و گوناگونی رویآوردها در این گستره است
این نظر (ب) را از مقاله ای با نشانی :
قربانی، نیما، روانشناسی دین: یک رویآورد علمی چند تباری، قبسات، 1377، شماره 8، ص24.
نقل کرده اند
مجموعهای از تعاریف روانشناختی که توسط روانشناسان غربی از دین ارائه شده است، میتواند در چند بند خلاصه کرد
ما آن را از نوشته سعيد متقي فر در سایت پژوهه آوردیم
آدرس؟
بله مطلب را در لینک زیر ببینید
1- ویلیام جیمز(James/1842-1910): دین عبارت است از تأثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگیها، برای او روی میدهد به طوری که انسان از این مجموعه در مییابد که بین او و آن چیزی که آن را امر خدایی مینامد رابطهای برقرار است.
2- یونگ(Jung/1875-1961): معنای دین متناسب با ریشه آن در زبان لاتین، عبارت است از تفکر از روی وجدان و با کمال توجه.
3- شلایرماخر(Schleiermacher/1768-1834): وی دین را با احساس و به طور جزئی با احساس وابستگی ربط میدهد.
4- ساموئلکینگ(King,G.): دین عبارت است از ایمان به قوای ماوراءالطبیعه و یا مرموزی که ناشی از احساس ترس و وحشت و پرستش است.
5- روپل(Ruppel,H.J): دین احساس وابستگی حیات انسان به یک روح اسرارآمیز است که خود را به او وابسته میداند و احساس اتحاد و یگانگی با او و جهان دارد، و از این احساس لذت میبرد.
6- کواستنبام(Koesten Baum): دین تلاش انسان است تا برای حالت نا امیدانه محدودیت خودش کاری انجام دهد.
7- فروید(Fruied/1856-1939): دین کاوش انسان برای یافتن تسلی دهندههای آسمانی است تا او را در غلبه بر حوادث بیمناک زندگی کمک کند...
بسم الله الرحمن الرحیم