نام درس: منطق فهم دین
تعداد واحد: 2
نوع واحد: نظری
هدف: اشنایی با مبانی تفسیر و فهم متن با رویکرد جدید و مقایسه با رویکرد هرمنوتیکی موجود در علم اصول و تفسیراسلامی جهت افزایش توان متون فهم دینی
درس اول:
تعریف هرمنوتیک، اقسام وتاریخ ان
هرمنوتیک به دانشی اطلاق می شود که قواعد فهم کامل و تام متون را در بردارد. یعنی هر منوتیک علم به قواعدی است که با دانستن و عمل به ان قواعد، مراد واقعی مؤلف کتاب یا گویندة سخن معلوم میشود. پس هرمنوتیک به عنوان علم تاویل، یکی از قلمروهای خردورزی انسان عصر حاضر است که در بستر فلسفه، هنر، ادبیات و علوم انسانی از جایگاه رفیعی برخوردار است. هر چند که این علم در اغاز پیدایش به حوزه خاصی از نیازهای بشری، به ویژه تفسیر متون التفات داشته، اما در اثر تنوع چالشهای نظری در عرصه علوم انسانی، این دانش، توسعه و کاربری لازم در سایر حوزه های علمی داشته است. به نحوی که اخیرا در تفسیر رفتار ادمی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
مفهوم شناسی هرمنوتیک
شناسایی صحیح مفاهیم و معانی الفاظ کلیدی ترین کار محققان است. به قول اناتول فرانس، «بهترین و زیباترین واژه ها درجهان، فقط یک صدای بیهوده است، اگر شما نتوانید ان را درک کنید[1].
سایت (http://wordinfo.info) که سعی نموده برای اصطلاحات تعاریف مختصری ارائه داده و ریشه های ان را بیان کند.(اخرین تاریخ بروز رسانی، 5 سپتامبر، 2012) در تعریف هرمنوتیک(hermeneutic) می گوید:
هرمنوتیک، یک صفت است برای انچه نیاز به تفسیر دارد. مثلا می تواند صفت الهیات باشد، در این جمله:
« الهیات هرمنوتیکی تفسیر عبارات کتاب مقدس است.». سپس جلوه «اسمی» این واژه را بیان می کند:
هرمنوتیک، یک اسم است و دو تعریف دارد:
1- هنر یا علم تفسیر ادبی: که در این معنا، علم هرمنوتیک را به عنوان شاخه ای از الهیات در رابطه با تفسیر متون مقدس باید دانست. و هنر هرمنوتیک را هنر توضیح هر نوشته و متن دانست که کمک می کند تا مردم در درک یک قطعه موفق شوند. سپس ان را برای نظم و انضباط در دایره فهم کلی بشر بکار بردند و وارد فلسفه شد به معنای مطالعه تفسیر در مفهوم کلی تر است.
2- تئوری ها و روش های تفسیر: در این معنا هرمنوتیک به عنوان تئوری ها و روشها، سبب توسعه و مطالعه نظریه های تفسیر و فهم متون شد.
3- ضمنا (hermeneutist) اسمی است برای کسانی که تفسیر متون ادبی و یا تفسیرکتاب مقدس را برعهده دارد.
جهت توضیح بیشتر باید اشاره شود که هرمنوتیک از واژة یونانی «هرمینا» یا «هرمینیوس» گرفته شده و هرمینا از نام «هرمس» اخذ گردیده است. هرمس رسول و پیام اور خدایان بوده که پیامش صریح و روشن نبوده و همیشه پیامهای شادی بخش نداشته است؛ چون خدایان گاهی، خبرهای شوم را توسط هرمس به مردم ابلاغ می کردند. از این لحاظ، ریشه کلمه هرمنوتیک در فعل یونانی «هرمینویین» نهفته است و عموما به «تاویل کردن» ترجمه می شود و صورت الهی ان «هرمینیا» نیز به «تاویل» ترجمه شده است. (اکرمی، میر جلیل، هاشمی، تورج، هرمنوتیک دریچه ای به سوی شناخت، نشریه: فلسفه، کلام و عرفان » علامه » تابستان 1385 - شماره 10)
در اساطير يونان هرمس، فرزند زئوس خدای خدایان و مایا دختر اطلس، است که از ذکاوت و زیرکی و توانایی خارق العاده برخوردار است نام وی در اکثر اسطوره های یونان و رم به چشم می خورد. او پیغام اور پدرش زئوس در میان خدایان است او را خدای سخنوری، ادبیات، تجارت، میزان و اندازه گیری و پدر علم کیمیاگری می گفتند.
«هرمینویین» و «هرمینیوس» در اغلب متون برجای مانده از قدیم به صورتهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. افلاطون از زبان سقراط می گوید:
«هرمس خدایی است که زبان و گفتار را افریده او هم تاویل کننده و هم پیام اور است. هرمس خدای مخترع زبان و کلام، می تواند علاوه بر پیام اور ومفسر بودن، حیله گر هم باشد؛ زیرا کلمات همان قدر که قادرند امور و اشیا را اشکار سازند و بر انها دلالت کنند، به همان اندازه نیز قادرند انها را پنهان و مخدوش سازند(موسوی، رسول؛ تاملی در مفهوم هرمنوتیک، ماهنامه کلمه، شماره ششم، ص 41.).»
ارسطو هرمینویین و هرمینیا را ان قدر ارزشمند میدانست که رسالة بزرگی را در "ارغنون" با عنوان رساله باری ارمینیاس ( به عربی: فی العباره و به فارسی: دربارة تفسیر) اختصاص داد. علاوه بر ارسطو، این کلمه در اثار فیلسوفان یونانی دیگر هم مشاهده می شود.
نام هرمس به طرز پرمعنایی با وظیفة تبدیل انچه ورای فهم بشر است، به صورتی که فکر و هوش انسان به درک ان قادر باشد پیوند یافته، و اشکال مختلف این کلمه، متضمن به فهم دراوردن چیزی یا موقعیتی است که نامفهوم می نماید. مارتین هایدگر، فلسفه را فی نفسه «تاویل» می انگارد و «فلسفه به منزلۀ علم هرمنوتیک» را با هرمس مرتبط می داند. بدین ترتیب، اصل و منشا کلمات جدید «علم هرمنوتیک و هرمنوتیکی» که تا نخستین ریشه های شناخته شده شان در زبان یونانی عقب میرود، متضمن «به فهم دراوردن» است به ویژه از ان جهت که این عمل مستلزم کاربرد زبان است و زبان واسطه تمام عیار در این عمل است. ((اکرمی، میر جلیل، هاشمی، پیشین)
هرمس کیست
هرمس اسم خاص پسر زئوس و مایا است . انچه در افسانه های یونان در این خصوص امده است، وی در غاری واقع در کوه سیلن در جنوب ارکادی به دنیاامد و از اغاز تولد بسیار رشید و نیرومند بود و با ربودن قسمتی از احشام متعلق به اپولون صاحب گله ای شد. پس از مدتی موفق به اختراع نای شد و اپولون نای او را در مقابل چوبدستی طلایی خرید. و فن پیشگویی را نیزبه وی اموخت . زئوس از این پیشرفتهای فرزند خود خوشحال بود. در افسانه های یونان هرمس معمولا به صورت رسول الهی(مسنجر) ، حامل قهرمانان و غیره تجلی می کند. وی همچنین ترجمان مشیت الهی است و در برخی از افسانه ها او را خدای راهزنی و تجارت و در عین حال راهنمای مسافران دانسته اند. مجسمه اش را در چهارراهها به شکل ستونی که نیمه ی بالایش شبیه انسان و الت مردیش بسیار اشکار است نصب می کردند. وی همچنین در اساطیر کهن یونان نگهبان شبانان است و در پاره ای از تصویرها او را همراه گوسفندی که به دوش دارد می بینیم . گروهی از قهرمانان اساطیری کهن فرزند او هستند که از جمله انها اتولیکوس، اورتیتوس ، ابدروس معروفترند. کاملترین تصویر هرمس او را با کفش های بالدار و کلاهی با لبه بلند در حالی که چوبدستی مخصوص را که علامت رسالت الهی اوست به دست دارد نشان میدهد. (نقل از دهخدا، لغتنامه).
بنابراین مردم در يونان قديم به توحيد (يک خدائي) اعتقاد نداشتند و خدايان متفاوتي را ميپرستيدند. منشا اصلي اين تصورات در يونان قديم و چگونگي دقيق پيدايش ان روشن نیست. خدايان افسانه ای يونان در الِمپ زندگي مي کردند و بهمين خاطر خدايان المپ نيز ناميده ميشوند. در ميان خدايان عجیب و غریب و پوچ يونان مرزهاي قدرت و مسئوليت ها تقسيم شده و مشخص است!!!. هر خدائي در مورد مسائل مربوط به بخش خود اختيار تام دارد. حتي دخالت رئيس خدايان، یعنی زئوس پدر هرمس، در امور مربوط به ديگران حد معيني دارد. خود زئوس نيز همه کاره و هيچ کاره نيست!! او نيز در بخش معيني مسئوليت خود را داراست. او حاکم جهان و خداي اسمان است. در ميان ابرها، رعد، برق، طوفان وباران ظاهر ميشود. بهمين جهت ستايش از او نيز بر فراز قله ها که نزديک تر به اسمان ها هستند انجام مي گيرد. به این نکته باید توجه کرد که برخلاف انچه که در اکثریت اديان و مکاتب، موجود است و همه انها خدا را معصوم و به دور از اشتباه می دانند ولی اصل عاري بودن از خطا و بهمين جهت مبري بودن از هرگونه مسئوليت در ميان خدايان يونان وجود ندارد. خدايان پوچ يونان نيز مانند انسان ها گرفتار احساسات، عواطف و خواسته هاي خويشند!!!!.
خدای پيغامبر: هرمس (Hermes اسم لاتين مرکور) يکي از پسران زئوس است. او طبيعتي باهوش و چابک دارد. خبر اور خدايان است و با کفش هاي بالدار خود به سرعت در جهان در حرکت است. هرمس خواب و خواب هاي قابل تعبير را به همراه مياورد و ارواح را تا قعر زمين همراهي مي کند. به قوه فهم و درک عملي که دارد به انسان ها ثروت مي بخشد، خداي راه ها، رفت و امد، خداي تاجران و حتي دزدان و کلاهبرداران است.
به هرحال، این «هرمس» با «هرمس حکیم» فرق دارد. گرچه شباهتهای زیادی در تعابیر بین انها هست. او جد پدر نوح بود و اسمش در تورات اخنوخ است.و به خاطر درس کتاب های اسمانی ادریس نامیده شد . اولین کسی بود که با قلم نوشت و خیاط بوده و نخستین کسی بود که لباس دوخت او انچه را که به حضرت ادم از اسما اموخته شد به فرزندان ادم اموزش داده ، علوم نجوم و هندسه ، فلسفه و حساب و منطق و حکمت و رشد ملی و رقا عقلی همه چیز را به مردم یاد داد حتی بعضی به او علم کیمیاگری را نسبت می دهند که بعدها به دست فراموشی سپرده می شود .به پاس خدمات و تلاش، او را به اسمان بردند. او یکتاپرستی را رشد داد و می گویند مدت چهارده قرن تا زمان نوح مردم خدای یکتا را می پرستیدند . درمتون عرفانی کلمات حکیمانه را به او نسبت داده اند. او علوم سری را بنیان نهاد اصول او هم در کتیبه های مصری یافت شده هم هندی . اصول او را « هرمتیک » نامیده اند . افراد انگشت شماری در دنیا از این اصل ها اگاهی دارند امروزه نوشته های زیادی در رابطه با دانش هرمتیک وجود دارد مخصوصا هفت اصلی که ادعا می شود پایه تمام دانش های بشری است تنها اصولی که از هاله رمز و راز بیرون امده هفت اصل قدرت اوست.
به نظر می رسد شاعران فارسی که از هرمس سخن گفته اند، مراد «هرمس حکیم» است. مثلا عنصری می گوید:
بدو گفت هرمس چرایی دژم نه همچون منی دلت مانده بغم
و یا نظامی در مثنوی خود بحثی دارد با عنوان(انکار کردن هفتاد حکیم سخن هرمس را و هلاک شدن ایشان)
چـو هرمس سـخـن گفـتـن اغـاز کرد در دانـــــش ایـــــزدی بـــــاز کـــــرد
بـه هر نکتـه ای حـجـتـی بـاز بـسـت که چـون نور در دیده و دل نشسـت
نـدید ان سـخـن را بـرایشـان پـسـند جـز انـکـار کـردن بــه بــانـگ بــلـنـد
دگــر بــاره گــنــجــیـنـه نــو گــشــاد اســاســی دگــرگــونـه از نــو نـهـاد
بــیـانـی چــنــان روشــن و دلــپــذیـر که در دل نه در سـنگ شـد جـایگیر
و یا عبدالرحمن جامی در «خردنامه هرمس» می سراید:
ز هـرمـس کـه هر مـس زر نـاب کـرد جــهــان پــر گــهـرهــای نــایـاب کــرد
بـه ما درس حکمت چنین امده ست ســـزاوار صـــد افــریــن امــده ســـت
کـه ای مـهـبــط فـضـل جــان افـریـن نــمـــودار صـــنـــع جـــهــان افـــریــن
کالبد شکافی «هرمینویین»
بنابراین هرمنوتیک، علم یا نظریة تاویل است و این مفهوم به عنوان یک روش، از تاویل متون مقدس اغاز شد. پس از مجادلات جنبش اصلاح طلبی بر سر این حکم کلیسای کاتولیک (که تنها کلیسا است که صلاحیت تاویل کتاب مقدس را دارد) با مخالفت شدید و پافشاری پروتستانها برابطال این حکم ، پیکرة کلی نظریة هرمنوتیک شکل گرفت. و تنظیم ان مباحث و تبدیل انها به یک روش شناسی برای تاویل متن، در اواخر قرن نوزدهم، شکل نظریة فلسفی را به خود گرفت.
کالبد اصلی لفظ هرمینویین، در سه وجه زیر، بکار می رود:
1- بیان کردن واژه ها و کلمات با صدای بلند، و «گفتن» انها.
2- توضیح دادن، و تفسیر کردن و تبیین بیشتر
3- ترجمه کردن.
می توان نتیجه گرفت که لفظ هرمنوتیک به سه چیز نسبتا متفاوت یعنی گفتن و بازگویی شفاهی، توضیح تبیین قابل فهم و ترجمه از زبانی دیگر اشاره دارد. مبنای کار هرمس رسول خدایان و فرستاده زئوس در هر سه مورد جلوه گراست.
جمع بندی تعریف هرمنوتیک
برای هرمنوتیک، تعریفهاى متنوعى از ان ارائه شده است که هریک به نوبه خود، معرّف و نشانگر دیدگاهى خاص درباب اهداف و وظایف این شاخه معرفتى است. اکنون به برخی تعاریف بطور گذرا اشاره می کنیم:
1ـ جان مارتین کلادنیوس (1759-1710) علوم انسانى را مبتنى بر هنر تفسیر (Auslegekunst) مى دانست و هرمنوتیک را نام دیگر این هنر قلمداد مى کرد. در فهم عبارات گفتارى و نوشتارى ابهاماتى رخ مى دهد که فهم کامل انها را دچار مشکل مى کند. هرمنوتیک، هنر دست یابى به فهم کامل و تامّ عبارات گفتارى و نوشتارى است. این هنر مشتمل بر مجموعه اى از قواهد است. یعنى چیزى شبیه به منطق، که مددکار مفسر در رفع ابهامات متن مى باشد. (واعظی، احمد چیستی هرمنوتیک، فصلنامه ذهن، پاييز 1379 - شماره 3 )
2ـ فردریک اگوست وُلف در سخنرانیهاى سالهاى 1785 تا 1807 ، هرمنوتیک را چنین تعریف مى کند: «علم به قواعدى که به کمک ان معناى نشانه ها درک مى شود.» هدف از این علم، درک اندیشه هاى گفتارى و نوشتارى شخص مؤلف یا گوینده، درست مطابق انچه او مى اندیشیده است، مى باشد. این تلقى از تفسیر و کارکرد هرمنوتیک، عمل فهم را نه تنها نیازمند درک زبان متن، بلکه نیازمند دانش تاریخى نیز مى داند. مراد از دانش تاریخى، شناخت زندگى مؤلف و شرایط تاریخى و جغرافیایى سرزمین او مى باشد. مفسّر ایده ال کسى است که هرانچه مؤلف مى دانسته است او نیز بداند.(پیشین)
3ـ فردریش ارنست دانیل شلایر ماخر (1834-1768) به هرمنوتیک به مثابه «هنر فهمیدن» مى نگریست. او مساله بدفهمى و سوء فهم را مورد توجه قرار داد و بر ان بود که تفسیر متن دائما در معرض خطر ابتلاء به سوء فهم قرار دارد. از این رو هرمنوتیک به عنوان مجموعه قواعدى متدیک و روش اموز، باید براى رفع این خطر به استخدام دراید. بدون وجود چنین هنرى، راهى براى حصول فهم وجود نخواهد داشت .(پیشین)
تفاوت این تعریف با تعریف اول ان است که کلادنیوس نیاز به هرمنوتیک را تنها در مواضعى مى دانست که ابهامى در راه فهم متن رخ مى نماید، اما شلایر ماخر مفسّر را دائما و در هر فهمى از متن نیازمند به هرمنوتیک مى داند؛ زیرا هرمنوتیک مورد نظر او براى رفع ابهام تعبیه نشده است، بلکه دانشى است که مانع سوء فهم مى شود و امکان سوء فهم، احتمالى است که همواره وجود دارد. به تعبیر دیگر در نظر کلادنیوس، اصل بر صحیح بودن فهم و تفسیر است و جریان فهم متن روال عادى و طبیعى خود را دارد مگر انکه ابهام و مشکلى پیش اید و هرمنوتیک دانشى کمکى (Auxiliary Science) براى رفع ابهام و پیچیدگى به حساب مى اید. حال انکه در تلقى شلایر ماخر، اصل بر سوء فهم است مگر انکه به کمک قواعد هرمنوتیک از بدفهمى پرهیز شود. پس گرچه هر دو به هرمنوتیک به عنوان هنرى مشتمل بر مجموعه اى از قواعد مى نگریستند، اما محتواى این قواعد و غرض از تنظیم انها با یکدیگر متفاوت است.
4ـ ویلهلم دیلتاى (1911-1833) هرمنوتیک را دانشى مى داند که عهده دار ارائه روش شناسى علوم انسانى است. هدف اصلى تلاش هرمنوتیکى او، ارتقاء اعتبار و ارزش علوم انسانى و هم طراز کردن ان با علوم تجربى بود. از نظر وى سرّ اطمنیان اور بودن قضایاى علوم تجربى، در وضوح و روشنى روش شناسى ان نهفته است و براى اینکه علوم انسانى هم علم (Science) باشند لازم است که متدولوژى ان تنقیح شود و اصول و بنیانهاى مشترک و استوار ان که پایه هاى تمام تصدیقات و قضایاى علوم انسانى است. روشن و اشکار گردد. .(پیشین)
5 ـ یکى از نویسندگان معاصر المانى به نام بابنر (Bubner)در مقاله «هرمنوتیک استعلایى» که در سال 1975 نگاشت، هرمنوتیک را به «دکترین فهم» تعریف کرد.
این تعریف با هرمنوتیک فلسفى مارتین هیدگر و هانس گادامر تناسب کاملى دارد؛ زیرا هدف از هرمنوتیک فلسفى توصیف ماهیت فهم است. هرمنوتیک فلسفى برخلاف هرمنوتیکهاى گذشته نه به مقوله فهم متن منحصر مى شود و نه خود را در چهارچوب فهم علوم انسانى محدود مى کند. هرمنوتیک فلسفى به مطلقِ فهم نظر دارد و درصدد تحلیل واقعه فهم و تبیین شرایط وجودى حصول ان است.
6- ریچارد پالمر ، هرمنوتیک را چنین تعریف مى کند: «هرمنوتیک، امروزه عرضه کننده سنت تامل فلسفى المان و اخیرا فرانسه در باب ماهیت فهم (Understanding)است که از طریق شلایر ماخر و دیلتاى و هیدگر گسترش یافته است و امروزه توسط گادامر و ریکور ارائه مى شود»..(پیشین)
برخی معتقدند که علم هرمنوتیک حداقل به شش حالت نسبتا متمایز تعریف می شود. این مفهوم از همان ابتدا بر علم تاویل، به ویژه بر اصول تفسیر متن دلالت داشته است. در هر صورت علم هرمنوتیک به ترتیب زمانی به صورتهای زیر تعریف شده است :
1- نظریه تفسیر کتاب مقدس
2- روش شناسی عام لغوی
3- علم فهم زبانی
4- مبنای روش شناختی علوم انسانی
5- پدیدارشناسی وجود و پدیدارشناسی فهم وجودی
6- نظامهای تاویلی متذکرانه و ساختار شکنانه جهت رسیدن به معنای نهفته در اسطورهها و نمادها .
این تعاریف به ترتیب مذکور، هرکدام بر جنبه ی خاصی از دانش تاویل تکیه و تاکید دارند. مثلا تعریف نخست تاکیداتی بر جنبة تفسیری کتاب مقدس، و تعریف دوم برجنبة لغوی، و سومی بر جنبة علمی، و چهارمی تکیه بر جنبة مربوط به علوم انسانی دارد. و تعریف پنجم بر جنبة وجودی و اخری هم برجنبة فرهنگی این دانش بزرگ تکیه دارد.
پس هریک از این تعاریف، موضعی را نشان می دهند که علم هرمنوتیک در ان دیده می شود. اگر بخواهیم به مراحل پوست اندازی هرمنوتیک و دگردیسن ان اشاره کنیم. ابتدا باید بپذیریم که هرمنوتيك داراي دو مرحله اساسي قدیم و جدید ميباشد. اصطلاح قدیم هرمنوتیک كه ريشه در هرمنوتيك كهن دارد و اصطلاح جدید كه قدمت زيادي نداشته و به اواخر قرن 18 باز ميگردد. اصطلاح قدیم عام و کلی است اما جدید خاص است. در اصطلاح عام و كهن ان، هر بحثي كه مربوط به تفسير باشد و اصول و ضوابطي را در جهت كشف مراد مؤلّف در رسيدن به معناي نهايي متن معرفي كند يا وجود چنين اموري را انكار نمايد، در حوزه مباحث هرمنوتيكي قرار ميدهد
انطور که محققان گفته اند، قدیمی ترین کاربرد کلمه «هرمنوتیک» به اصول تاویل کتاب مقدس اشاره دارد. براساس گزارش ریچارد پالمر واژه «هرمنوتیک » احتمالا نخستین ظهور ثبت شده اش در عنوان کتابی است از ی. ک. دانهایر، در سال 1654 (هرمنوتیک قدسی با روش تاویل متون مقدس). اگر از از کتاب « نهادهای هرمنوتیک قدسی نوشته یوهانس راینباخ (Johannes Reinbach) متولد سال 1693 بگذریم و ان را نادیده بگیریم. باید به مارتین کلادنیوس (1780 - 1759 م) اشاره کنیم که کتابی به نام درامدی بر تفسیر صحیح نوشت و هرمنوتیک کلاسیک را پایه گذاری کرد و اصل ان را «نیت مؤلف » نامید. (با استفاده از: پالمر، ریچارد؛ علم هرمنوتیک، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، تهران، انتشارات هرمس، 1377.)
باید تاکید کنیم که این پیشینه که به قرن 18 باز می گردد، همه به دور جدید پوست اندازی هرمنوتیک بازمی گردد. اين مرحله كه با اصل « انطباق تفسير با متن» در نوشته یوهانس راینباخ شروع شد و با يوهان مارتين كلادنيوس استمرار یافت . همان شخصی که اساس هرمنوتيك را در «نيت مؤلّف» می دانست، انگاه در مرحله جدید به سه دوره پوست اندازی باید اشاره شود. زیرا هرمنوتیک از قرن 18 به بعد، سه تحول مهم به خود ديده است:
1- هرمنوتيككلاسيك شلايرماخر (1834)، اگوستبك(August Boeck) و ويلهلم ديلتاي(1911)
2- هرمنوتيك جديد هايدگر (1976) و گادامر(1900)
3- هرمنوتيك نئوكلاسيك اریک هیرش (Erich Hirsch)
در نوشتار برخی این سه دوره با نامهای دیگری مطرح شده است. و معتقدند که هرمنوتيك به لحاظ تاريخي به سه دوره «كلاسيك»، «مدرن» و «پسامدرن» تقسيم ميشود. شلايرماخر و ديلتاي چهرههاي شاخص هرمنوتيك كلاسيك، هايدگر و گادامر برجستگان هرمنوتيك مدرن وافرادي چون هيرش از افراد مهم هرمنوتيك پسامدرن محسوب ميشوند. (مهدی هادوی تهرانی، مبانی کلامی اجتهاد.)
اگر معیار طبقه بندی ما قابلیت دسترسی به فهم متن یا عدم دسترسی به ان باشد. یعنی بخواهیم دوره های تحول هرمنوتیک را براساس طرفداران امکان دسترسی به فهم متن و مخالفان ان تقسیم کنیم، انگاه دوره های سه گانه مذکور در 2 طبقه جای می گیرد. یعنی می توان نحله های هرمنوتیک را به دو دسته که برداشت های مخالفی از هرمنوتیک دارند تقسیم کرد:
1- عینی گرایان: اینها کسانی هستند که معتقدند می توان با حذف پیش داوری ها به فهم درست متن رسید.
2- تاریخ گرایان: اینها کسانی هستند که اعتقاد دارند انسان اسیر شرایط، پیش فرض ها و انتظارات است و نمی توان فهم صحیحی از متن داشت
کتاب شناسی توصیفی هرمنوتیک
درباب هرمنوتیک کتابها و مقالات و پایان نامه های زیادی تنظیم و منتشر شده است. برخی از آنها (که بیش از یک دهه ی قبل منتشر شده اند) چنین معرفی می شود:
1 . کتاب «ساختار و تاویل متن»، بابک احمدی (نشر مرکز، 1372 تهران).
این کتاب مهم ترین متن فارسی در مورد هرمنوتیک در دو جلد و در موضوعات مختلفی در باب هرمنوتیک و موضوعات پیرامون آن سامان یافته است. جلد اول در بیست و یک فصل، ابتدا مبانی نظریه های سه اندیشمند پایه گذار نشانه شناسی جدید را شرح می دهد و فصل های دوم تا ششم نظراتی را در باب منطق مکالمه، زبان و معنا مورد کاوش قرار داده است. جلد دوم کتاب، حاوی دو بحث عام، یعنی شالوده شکنی متن و تاویل متن از ژاک دریدا، هوسرل، ریکور، شلایرماخر، هایدگر و گادامر می باشد.
2 . کتاب نظریه تفسیر، پل ریکور (دانشگاه مسیحی تگزاس، 1976)
محتوای کتاب سلسله سخنرانی هایی است که ریکور به مناسبت صدمین سال تاسیس دانشگاه مسیحی تگزاس بیان کرده است و حاوی چهار مقاله در باب متن، فهم، معنا، نمادگرایی و زبان اختصاص یافته است که هر مقاله به طور مستقل تحریر شده است. مقدمه کتاب درباره اهمیت و جایگاه هرمنوتیک است.
3 . زندگی در دنیای متن ، پل ریکور، ترجمه بابک احمدی (نشر مرکز، تهران 1373 تهران).
این کتاب گزیده ای است از گفت و گوهای ریکور و نیز گفت و گویی که وی با گادامر در سال 1983 درباره اختلاف تاویل ها داشته است. کتاب در هفت موضوع سامان یافته است: پدیدارشناسی و نظریه ادبی، شعر و امکان، استعاره و روایت، جهان متن، جهان خواننده، افرینندگی زبان، اسطوره و اختلاف تاویلها.
موضوع محوری کتاب، جهان متن است. در این میان ریکور کوشیده از طریق ساختار متن و فرایند فهم، نوعی چندگانه انگاری را عرضه نماید.
4 . رسالت هرمنوتیک حلقه انتقادی، دیوید کوزنزهوی، ترجمه مراد فرهاد پور (تهران - نشر 1371).
کتاب با موضوعی به نام ((رسالت هرمنوتیک)) از پل ریکور و مقدمه ای از مولف در پنج فصل گرداوری و تنظیم شده است. موضوعات کلی کتاب مطالبی مثل معنا، متن، قصد، اگاهی، و زبان و فهم و... است مضمون اصلی کتاب، تحلیل ماهیت و وضعیت نظرها و دیدگاه های در باب دانش هرمنوتیک است. فصل اول گزارش نظرات هیرش در باب دلالت، معنا و اگاهی است. فصل دوم دیدگاه هرمنوتیکی گادامر در باب عینیت و تفسیر متن و فصل سوم تحلیلی و توضیحی در موضوع متن و زمینه و برداشت است.
5 . علم هر منوتیک، ریچارد ا.پالمر ،ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی (تهران - نشرهرمس، 1377).
کتاب در سه باب و سیزده موضوع نگارش یافته است. باب اول بررسی و تحلیل واژه و نیز دامنه و اهمیت علم هرمنوتیک است. باب دوم طرح و تحلیل دیدگاه های چهار نظریه پرداز بزرگ در مورد دانش هرمنوتیک، یعنی شالایرماخر، ویلهم دیلتای، هایدگر و گادامر است. باب سوم به تاویل ادبی در امریکا، ماهیت ان و سرانجام سی نظر در مورد تاویل می پردازد.
6 . کتاب هرمنوتیک فلسفی، هانس گئورگ گادامر (دانشگاه کالیفرنیا، 1977)
این کتاب در بخش ها و موضوعات مختلفی تالیف یافته است. ویراستار کتاب (دیوید لینج) در مقدمه ای تحت عنوان ((هرمنوتیک فلسفی گادامر)) از تاثیری که روش و تفکر گادامر بر الهی دانان معاصر سخن می گوید.
7 . کتاب «مدرنیته و اندیشه انتقادی»، بابک احمدی (نشرمرکز، 1373، تهران).
این کتاب شامل هفت فصل پیوسته در باب نقد و تفکر نقدی در شکل تاریخی ومعرفتی ان در جهان امروز است: مدرنیته و بحران نقد خرد علمی، متافیزیک و تکنولوژی، دیالکتیک روشنگری، مدرنیته ناتمام، دانش و اقتدار و پس از مدرنیته. این کتاب کوششی است برای درک بحث فلسفی در نقد مدرنیته. قلمرو مدرنیته در این جریان، ((مجموعه فرهنگ و تمدن اروپایی از رنسانس به این سو)) است. از مدرنیته نوعی ((نواوری و تجدد)) مراد می شود. یعنی رویکرد فلسفی واخلاقی برای شناخت امروز، رویکردی در جهت گسست از سنت ها. لذا نقادی و نقدنویسی (به نظر مولف) چیز تازه ای در این رویکرد نیست.
8 . هرمنوتیک معاصر، ژوزف بلیخر( راتیلج کیگان پاول، 1987).
محتوای کتاب در سیزده فصل، مهم ترین دیدگاه های هرمنوتیکی دنیای معاصری را بررسیده است. در مقدمه، تحلیلی کوتاه در باب هرمنوتیک، تعریف و موضوع ان امده است. سپس بحثی در پیدایش ان مفهوم در دنیای کهن و عصر جدید عنوان شده است. ادامه کتاب تحلیل نظرات هایدگر، رودلف بولتمان و گئورگ گادامر و ذیل موضوع ((هرمنوتیک انتقادی)) نگرش هابرماس وتفاوت طرز تلقی ها برماس و گادامر پی گرفته شده است. بخش پایانی کتاب، نظریه پل ریکور و مقایسه او با متفکرانی مثل لوی اشتراوس و بولتمان است.
9 . درآمدی بر هرمنوتیک معاصر، احمد واعظي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي
البته مقاله «چیستی هرمنوتیک» اثر همین نویسنده، در نشریه «ذهن» پاييز 1379 - شماره 3 نیز از مقالات مختصر و مفید دراین زمینه است.
10 . کتاب «هرمنوتیک، ایمان وارتباط بین فرهنگ ها» ، گئورگ ف. مکلین (واشنگتون).
این کتاب در یک مقدمه و شش فصل تنظیم شده است. ابتدا ماهیت و معنای تاریخی هرمنوتیک مورد بحث واقع شده است. در فصل دوم بحران عقل و توسعه هرمنوتیک مورد توجه نویسنده قرار گرفته و فصل سوم تکوین و پیدایش سنت فرهنگی و ارتباط ان با سنت های تاریخی را برمی رسد. فصل چهارم پرداختی به تجربه هرمنوتیکی در سنت های فرهنگی است و در فصل پنجم و ششم از هرمنوتیک در فرایند اجتماع و اصلاحات اجتماع سخن به میان امده است. و به طور کلی نویسنده کوشیده است بین سنت های فرهنگی - دینی با نحوه زندگی اجتماعی، ارتباطی منطقی و معرفتی ناگسستنی ایجاد نماید.
11 . نقد حقیقت، رولان بارت، ترجمه شیرین دخت دقیقیان (نشر مرکز، 1377، تهران).
مباحثی که در این کتاب مطرح شده از نوع موضوعات هرمنوتیکی است; بحث از سلیقه، وضوح، چند لایه بودن زبان فهمیدن و نقد کردن، زبان نوشتار، زبان گفتار، نماد و نمادگرایی و اسطوره. نگرش بارت و تحلی های معرفت شناسانه او، وی را در سلک ساخت گرایان و از انجا به هرمنوتیک نزدیک می کند. او از ازادی نقد در بازنگری اثار کلاسیک با برداشتی نوطرفداری می کند و اثر یا متن را دارای معناهایی چند گانه و چند لایه می داند که موجب می شود نقادان بتوانند در زمان های گوناگون از زاویه های مختلف درباره ان سخن به میان اورند. به نظر بارت، هر متن یا اثری به مثابه نماد است و نماد امری پنداری یا وهمی نیست، بلکه چندگانگی معناهاست.
12 . هرمنوتیک، کتاب و سنت، محمد مجتهد شبستری (طرح نو 1375، تهران).
این کتاب در دو بخش کلی و هیجده موضوع و دو پیوست در پایان، در فرایند فهم متون دینی تالیف یافته است. سخن از وحی خداوند، پیش فرض های فقهی فقیهان، جایگاه معرفت فقهی در نسبت با معارف بشری، رسالت مفسران متون دینی ،انتقادپذیری و تغییر پذیری و تحول اندیشه ها در برخورد با فهم متون مقدس، بازسازی تفکر دینی، توجه به تاریخ و تجربه های زیست شده گذشتگان و اصلاح اندیشه دینی از مطالب مطرح در کتاب است. نویسنده کوشیده است تا نشان دهد که تفسیر و اجتهاد عالمان دین اسلام در فرایند فهم، مشمول اصل کلی دانش هرمنوتیک یعنی استناد تفسیر و درک متون بر پیش فهم ها و علایق و انتظارات مفسربوده و هیچ استثنایی در کار نیست. در عین حال در مقام تجویز مندرجات کتاب، عالمان و متالها دین را بدین نکته دعوت می کند که تنقیح تمام عیار پیش فهم ها در هر عصر، شرط اساسی و اصلی هر گونه تفسیر و افتای صحیح دین است و تکامل دانش دین، بدون این بازنگری میسر نیست. برون شدن جهان اسلام از مشکلات نظری و عملی که تمدن پیچیده امروز برای ان به وجود اورده، تنها با این بصیرت وتوجه ممکن می شود.
13 . از نشانه های تصویری تا متن، بابک احمدی (نشر مرکز، 1371، تهران).
این کتاب در این موضوعات سخن گفته است: نشانه و تصویر، نشانه و زبان، نشانه های تصویری، زبان و تصویر، متن و تصویر و روایت و تصویر. بحث از پدیدارشناسی نگاه، انواع نشانه ها، انواع دلالت ها، رمز و نماد معنا، تصویر، ارتباطات معنایی، تاویل متن و زبان از مطالبی است که نویسنده به انها پرداخته است. مولف در دو جهت بحث کرده است: یکی ارائه نگرش رمزگان دیداری و دیگری، نگرش تولید نشانه های تصویری. به بیان نویسنده کتاب، شرح اغازین امکان های نظری راهیابی به نظریه ای کلی درباره نشانه شناسی ارتباط دیداری است و سوالات گوناگونی را به پاسخ گرفته است; از جمله این که چگونه می توان به معنای نشانه ها پی برد؟
اگر بخشی از نشانه ها را بر وفق قراردادها پذیرفته ایم، تفاوت تصویر با چشم اندازهای ذهنی ـ زبانی ما چیست؟ این معانی چه نسبتی با زبان دارند؟ حقیقت و مجاز چیست؟ متن تصویری و خواندن یا تاویل ان به چه معناست؟ و به طور کلی قلمرو ارتباط تصویری تا کجاست؟
14 . مجله تخصصی: تفسیر به رای، نسبیت و هرمنوتیک (مجله کتاب نقد)، شماره 6و5، زمستان و بهار 1377).
این فصلنامه حاوی مقالات و نوشتاری در باب هرمنوتیک و موضوعات پیرامون ان است و عمدتا به تحلیل و تبیین موضوع هرمنوتیک از چشم اندازی نقدی می پردازد. هرمنوتیک معاصر در غرب، هرمنوتیک، لوازم و اثار، نظریه تاویل و رویکردهای ان، ملاک معنا داری، شلایرماخر و هرمنوتیک، هابرماس و هرمنوتیک، هرمنوتیک در عرفان ابن عربی، از عناوین ان است.
15. منطق و مبحث علم هرمنوتیک، محمد رضا ریخته گران (نشر کنگره، 1378، تهران).
این کتاب در چهار فصل، هرمنوتیک و معنا و نیز اصول ان را در دوران یونان باستان، دوران جدید و دوره معاصر، تحلیل می کند. معنای لغوی و تاریخی ان را در اساطیر یونان و در نگرش افلاطون و ارسطو پژوهش کرده است. تحلیل نظرات دیلتای و هوسرل در دوران جدید و مباحث تفسیری از دیدگاه هایدگر، گادامر وهابرماس تحلیل شده است. به نظر نویسنده منطق و مبحث علم هرمنوتیک، بحث درباره مبانی نظری تفسیر و تفهیم است. فصل چهارم و مهم کتاب، امکان تطبیق هرمنوتیک بامباحث تفسیری مسلمین است. در این فصل مولف می کوشد مفهوم هرمنوتیک را در تفکر مسلمانان از ابتدا تا کنون و معنای هر منوتیک و قابل تطبیق بودن ان را با روش های تفسیری در مجموعه معارف اسلامی جست و جو و تحقیق کند. این که ایا روش شناسی تفسیری در باب متون و نصوص دین کاملا منطبق با هرمنوتیک دوران جدید است پرسشی است، که نویسنده ان را مورد پژوهش قرار داده است و به طور کلی بر این باور است که هرمنوتیک به نحو امروزین ان، در تاریخ فکری مسلمین خصوصا در باب تفسیر متون مقدس، وجود نداشته است.
16 . روشهای تاویل قران، دکتر محمد کاظم شاکر (دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1376).
اگر بخواهیم در زمینه تفسیر و فهم متن دینی قرآن کریم هم کتابی معرفی نماییم. کتاب مذکور لازم الذکر است. مولف در شش فصل ،در موضوع معناشناسی و روش شناسی ((تاویل)) در سه بعد روایی، باطنی و اصولی پرداخته وکوشیده است معنای لغوی و اصطلاحی تاویل و ((تحویل)) را در قران مورد مداقه و تحلیل قرار دهد. همین طور معناشناسی تنزیل و تفسیر در روایات و درک معنای ظاهر از الفاظ قران را بررسی و تبیین می نماید. فصل سوم کتاب به ((دانش تاویل در سنت اسلامی)) اختصاص یافته و از روش بیان قران و معنای قلب سلیم و علم راسخ، سخن به میان امده است. از اهل بیت پیامبر ـ سلام الله علیهم ـ به عنوان اگاهان از تاویل قران نام برده شده است. فصل چهارم، بحث از روایات تفسیری و تطبیق قران به معصومین و مخالفانشان مورد توجه قرار گرفته است. فصل پنجم طرح نگرش مذهب باطنیه و عقایدشان و تفکیک میان ظاهر و باطن و مصادیقی از تاویلات ذوقی - شخصی تحلیل شده است. فصل اخر اقسام لفظ از حیث ظهور و خفا، تاویل در اصول فقه، الفاظ تاویل پذیر و تاویل ناپذیر، طرق تشخیص ظاهر از نص و اقسام محکم و متشابه مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است.
منابع و ماخذ:
1- اکرمی، میر جلیل، هاشمی، تورج، هرمنوتیک دریچه ای به سوی شناخت، نشریه: فلسفه، کلام و عرفان » علامه » تابستان 1385 - شماره 10
2- احمدی، بابک، ساختار و تاویل متن، نشر مرکز، 1372 تهران
3- شِرَت، ایوُن (۱۳۸۷)، فلسفه علوم اجتماعی قارهای ، ترجمه هادی جلیلی، تهران.
4- پالمر، ریچارد؛ علم هرمنوتیک، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، تهران، انتشارات هرمس، 1377.
5- دهخدا، علي اكبر؛ لغت نامه،تهران. (1377). دانشگاه تهران، دوم.
6- ریخته گران، محمدرضا، منطق و مبحث علم هرمنوتیک، نشر کنگره، 1378، تهران
7- کرمی پور، اله کرم، کتاب شناسی هرمنوتیک، مقاله الکترونیکی، موسسه فرهنگی تبیان ۱۳۸۸
8- معین، دکترمحمد، فرهنگ معین. (1381). انتشارات امیرکبیر.
9- موسوی، رسول؛ تاملی در مفهوم هرمنوتیک، ماهنامه کلمه، شماره ششم،
10- واعظی، احمد چیستی هرمنوتیک، فصلنامه ذهن، پاييز 1379 - شماره 3
11- هادوی تهرانی، مهدی، مبانی کلامی اجتهاد
12- سایت : http://wordinfo.info
بسم الله الرحمن الرحیم